تبليغاتX
دنیای علی



 

 

 

 

 

 

 

صدای نفسهای بهار را می شنوم و عشق را در چهره عاشقان می بینم ، بوی بهار مرا از خود بیخود کرده و به دنیای دیگری سپرده ، گوئی مرا مست خویش کرده .

بهار  ۱۳۸۷  بر شما عزیزان مبارک باد

 

  ( موج )                       

 

 

 

+ نوشته شده در  چهاردهم فروردین 1387;ساعت 5:36 بعد از ظهر;  توسط سیدعلی;  | 

 
 

بنام ایزد پاک

 

آیا ایرانیان آتش می پرستیدند؟

آتش پرستی تهمتي است ناروا که از سوی بسیاری از تازیان و بدخواهان بی اطلاع در میان نهاده شده است. برای دانستن حقیقت و روشن شدن موضوع از یک سنجش کمک می گیرم که نخست نیاز به اندکی توضیحات درباره ی دین زرتشت و آشکار شدن گوشه های نهانی از دین اسلام دارد.

ایرانیان از دیرباز بسیار طبیعت گرا بودند و عناصر نخستین حیات را گرامی می داشتند به گونه ای که نخستین آیین شناخته شده در میان آریاییان ایرانی مکتب گرامی داشتن درخت بوده است. بسیاری از مورخان مانند هرودوت٬ کتزیاس٬ گزنفون و ... به این نکته اشاره کرده اند و در تاریخ ها نوشته اند که ایرانیان به فرزندان خود می آموختند که بر روی زمین آب دهان نریزند٬ آب ها را آلوده نکنند و به گیاهان و آتش احترام بگزارند.

این گرامی داشت عناصر طبیعت به ویژه زیباترین آن ها یعنی آتش پس از روی آوردن ایرانیان به دین زرتشت نیز در میان آن ها باقی ماند زیرا که آتش در این دین نماد و مظهر زیبایی و قدرت خداوند و پرواز دهنده ی کار های نیک به سوی پروردگار به شمار می آمد...

از این رو ایرانیان در آتشکده ها و مهراب ها در برابر آتش و شراره های زیبای آن به نیایش می پرداختند.

 هنوز آتش پارسی نمرده است(احمد غزالی)

 سده هايی بسيار است٬ بلکه چندين هزاره از انديشه ی زرتشت می گذرد که روشنايی و نور و آتش نماد خداوند٬ نماد و نشانه ی دانش و شناخت خداوند و راهی به سوی عرفان و پاکی معرفی می شود. ما را کاری با آن نيست که در دوران ساسانيان٬ گروهی از مغان/موبدان٬ همان کرپن ها يا کاهنانی که زرتشت سخت با آنان مخالف بود و آنان را فريب کار و آموزگاران دروغين ناميده و مردم را از آموزه های ريا کارانه شان پرهيز می داد ـ گونه ای رفتار کردند و تعليم دادند و با آتش عمل کردند٬ که کراهت آن آموزه ها تا امروز نيز گريبانگير ايرانيان است٬ چون بسياری در ادوار تاريخی بوده که آموزگاران هر دينی ـ پس از درگذشت دين آور٬ برای سودجويی يا قدرت٬ تعاليم پيامبران را تحريف کرده اند. اما در ايران نور و آتش از زبان پيامبر٬ رمز و کنايه از دانش خداوند٬ مانثر يا خرد درست معرفت يزدانی و پاکيزگی اخلاقی است.

 زرتشت می گويد:

 at aa thwahamaai. aathre. raataam. manang'ho. ashya maa. yavat. isaai. manyaai

 با توسل و نماز به آتش تو٬ می کوشم تا هنگامی که به اشا(شناخت خداوند٬نظم درست) دست يابم.۱

 اينک کلام زرتشت را از خود وی در گاثا ها بشنويم:

 و تو را پاک شناختم ای مزدااهورا ـ آنگاه که بهمن به سوی من آمد و از من پرسيد: که هستی و از کدام هستی؟ با کدام نشان در روز های پرسش زندگی٬ خويشتن خويش را خواهی شناسانيدن؟آنگاه به او گفتم: نخست منم زرتشت٬ هرچند که بتوانم٬ به درستی دشمن دروغ پرست (بی نظمی٬ بيداد) و پناه نيرومند پيروان اشا (نظم و قانون مندی و داد) خواهم بود٬ تا آنکه در آينده٬ کشور آرزو شده (شهريور٬ مدينه ی فاضله) را برپا کنم٬ تا هنگامی که ای مزدا ميستايم و می سرايم.و تو را پاک شناختم ای مزدا-اهورا٬ آنگاه که بهمن به سوی من آمد در پرسش: از چه خواهی که خود را باز شناسی؟ (در پاسخ گفتم) : با آن دهش نماز نزد آتش تو٬ تا هنگامی که بتوانم به راستی (اشه) خواهم انديشيدن.

 اين آتشی که زرتشت به آن اشاره می کند٬ کنايه از جمال سرمدی است. ذات حق تعالی و معرفت محض است که زرتشت بيان می دارد : در نظر اصحاب جمال٬ حقيقت نهايی چيزی جز جمال سرمدی نيست. جمال سرمدی به اقتضای ذات خود در پی آن است که روی خود را در آينه ی جهان بنگرد. از اين رو جهان٬ نگار يا عکس جمال سرمدی است. به اين ترتيب اصحاب نحله ی جمال از مفهوم نوافلاتونی آفرينش٬ که جهان را نشئه ی فياضيت الاهی می شمرد٬ دور شدند و اعتقاد کردند که٬ تجلی زيبايی٬ علت خلقت است و عشق  نخستين مخلوق است و عشق است که جمال سرمدی را تحقق می بخشد. صوفيان ايرانی به اقتضای اصل زرتشتی (بنياد های حکمت خسروانی)  خود اين عشق جهانگير را آتش مقدس ناميدند (و جايگاه آن در دل های پاک٬ آتشکده ی دل) که جز خدا همه چيز را می سوزاند.۲

 بازتاب اين انديشه را می توان در ادبيات ايرانی پس از اسلام نيز به فراوانی يافت مانند. مولوی نيز در آغاز مثنوی همين بيان را مطرح کرده:

 بشنو از نی چون حکايت می کند        از جدايی ها شکايت می کند

 کز نيستان تا مرا ببريده اند                 در نفيرم مرد و زن ناليده اند

 سينه خواهم شرحه شرحه از فراق      تا بگويم شرح درد اشتياق

 هر کسی کو دور ماند از اصل خويش    باز جويد روزگار وصل خويش

 آتش است اين بانگ نای و نيست باد    هرکه اين آتش ندارد نيست باد

 نيز اشاره به سماع و ترنم های ايرانی و غزل های پهلوی و تو حيد از درخت شنيدن:

 بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی     می خواند دوش درس مقامات معنوی

 يعنی بيا که آتش موسا نموده گل       تا از درخت نکته ی توحيد بشنوی

 مرغان باغ قافيه سنجند و بذله گوی     تا خواجه می خورد به غزل های پهلوی

 يا در اين بيت ديگر:

 به باغ تازه کن آيين دين زرتشتی    کنون که لاله بر افروخت آتش نمرود

 هنگامی که زرتشت رسالت خود را بيان می کند در اين ابلاغ به رمز مجمر آتشی را که آورده عرضه می کند :

 يکی مجمر آتش بياورد باز            بگفت از بهشت آوريدم فراز

 جهان آفرين گفت بپذير اين          نگه کن بدين آسمان و زمين

 که بی آب و خاکش بر آورده ام      نگه کن بدو تاش چون کرده ام

 نگر تا تواند چنين کرد کس            مگر من که هستم جهاندار و بس...

 پديد آمد آن فره ی ايزدی               برفت از دل بدسگالان بدی

 پر از نور ايزد ببد دخمه ها              وز آلودگی پاک شد تخمه ها

 و چون مدتی از اين رسالت می گذرد:

 چو چند گاهی بر آمد بر اين         درختی پديد آمد اندر زمين

 از ايوان گشتاسب تا پيش کاخ     درختی گشن بيخ و بسيار شاخ

 همه برگ او پند و بارش خرد         کسی کو چنان بر خورد کی مرد...

 خجسته پی و نام او زردهشت      که آهرمن بد کنش را بکشت

 پديد آمد آن فره ی ايزدی                برفت از دل بد سگالان بدی

 اين قرينه ی درخت و آتش که نماد فروزان شدن دل و افزونی دانش و معرفت الاهی است در قرآن نيز آمده که الّذی جعل  لکم من الشّجرة الاخضر ناراً : همان که از برای شما از درخت سبز آتشی پديد آورد که از آن می افروزيد۳

 پس اين معنی به روشنی مفهوم می شود که در حکمت ايران باستان٬ و آنچه که زرتشت از نماد نور و آتش مطرح کرده بسيار مفهوم عالی و حکيمانه ای داشت و آن چه که زرتشت در نظر داشت٬ اين عنصر پاک مقدس شمرده می شد و به عنوان نماد و نشانواره و قبله افروخته شده و هنگام افروختن و رؤيت٬ به عنوان تعظيم و تکريم ذات خداوندی٬ ادعيه ای تلاوت می شد و حرمت آن واجب بود٬ چنانکه هنوز پس از هزاران سال٬ ايرانيان  هنگام افروختن آتش و روشن کردن چراغ٬ با احترام دعاهايی زمزمه می کنند يا در هنگام های متبرک و يادبودهای مقدس٬ و در سقاخانه ها و هنگام سوگ و عزا و جشن و شادی٬ آتش و چراغ روشن می کنند.

 سهروردی در حکمة الاشراق می گويد:اگر در جهان هستی٬ چيزی باشد که نيازی به تعريف و شرح آن نباشد بايد خود ظاهر و بالذّات باشد که نيازی به تعريف و شرح آن نباشد. به ناچار بايد خود ظاهر و بالذّات باشد و در عالم وجود چيزی اظهر و روشن تر از نور نيست. پس بنابراين چيزی از نور بی نياز تر از تعريف نيست. و چون آتش برادر نفس و جانشين انوار و روشنايی ها و تابش هاست٬ دانشمندان و حکمای پارس٬ از زمان کهن٬ قبله قرار دادند آن را برای مردم که متوجه بدان باشند در هنگام های نماز و عبادات؛ و برای آن انوار معظمه٬ خانه ها و آتشکده ها بنا کنند. و هوشنگ نخستين کسی بود که آتشکده برپا کرد و پس از او جمشيد و بعد فريدون و بعد کيخسرو و ديگر ملوک دانشمند. و زرتشت فريضه کرد اين سنت را.

 اکنون کمی به دین اسلام بپردازیم که در میان ما بسیار شناخته شده است ولی هنوز ابعادی تاریک و نهان به جا مانده که برای سنجشی میان این دو فرهنگ یا دین باید به آن ها پرداخت.

 همانگونه که بر همه ی ما روشن است نام خدای مسلمانان الله است

نام بسیاری از تازیان پیش از مسلمان شدن نیز عبدالله... بوده است زیرا اللّة نیز بتی بود که در میان دیگر بت های اعراب در بت خانه ی کعبه نگه داری می شد. اعراب جاهلی هر سال همان آداب و رسومی را انجام می دادند که امروزه مسلمانان نیز عینن همان ها را انجام می دهند مسلمانان امروز همانگونه به دور کعبه می گردند٬ میان صفا و مروه می دوند٬ به اهریمن سنگ می پرانند و در یک روز بیش از ۲۰۰۰۰۰۰ گوسفند را برای مراسم قربانی می کشند و به چاله ها می ریزند (در حالی که شاید بتوان با گوشت آن ها یا هزینه ی این کار جان بسیاری از مسلمانان آفزیقایی را از مرگ نجات داد) بله مسلمانان نمازشان را به سوی بت خانه ی اعراب جاهلی می خوانند و بر روی گل خشک شده در برابر خانه ای از سنگ سجده و تعظیم می کنند...

 ای قوم به حج رفته کجاييد کجاييد                  معشوق همين جاست بيا ييد بياييد

 معشوق تو همسايه ی ديوار به ديوار              در وادی سرگشته شما در چه هواييد...

 آن ها که به سر در طلب کعبه دويدند             چون عاقبت الامر به مقصود رسيدند

 رفتند در آن خانه که بينند خدا را                    بسيار بجستند خدا را و نديدند

 چون معتکف خانه شدند از سر تکليف             ناگاه خطابی هم از آن خانه شنيدند

 که ای خانه پرستان چه پرستيد گل و سنگ    آن خانه پرستيد که پاکان طلبيدند

 

 حال با مقايسه و سنجشی ساده ابعاد حقیقت بر ما روشن خواهد شد. همه می دانیم مسلمانان بت پرست یا سنگ پرست نیستند٬ اگرچه نام خدایشان نام بتی است٬ بر گل سجده می کنند٬ به سوی خانه ای از سنگ نماز می خوانند٬ برای

خشنودی خدایشان قربانی می کنند و به چاله می ریزند...

حال چگونه می توان مسلمانان را مشرک و سنگ پرست ندانست و اسلام را دین توحیدی شناخت ولی ایرانیان زرتشتی را آتش پرست و مشرک دانست؟

پاسخ این پرسش را به خرد و منطق سلیم شما واگزار می کنم.

 ۱ـ يسنا٬ هات ۴۳ ٬ بند ۹ـ۷

۲ـ سير فلسفه در ايران٬محمد اقبال لاهوری٬ص۸۶

۳ـ سوره ی ۳۶ ٬آيه ی ۸۰   قرآن

+ نوشته شده در  بیست و هفتم اسفند 1386;ساعت 9:2 بعد از ظهر;  توسط سیدعلی;  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و صلوات خدا بر محمد و خاندان پاک تر از پاکش

            

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

اگر کسی زنی را بگیرد برای زیباییش زیبایی آن زن برایش تباهی می آورد اگر کسی زنی را بگیرد برای مال و ثروتش خداوند او را به همان مال ثروت وا میگذارد ( کسی که به غیر خدا واگذاشته شود نابود است) اما کسی زنی را بگیرد برای ایمانش خداوند ثروت و زیبایی هم به او عنایت می کند.

 

      

شاید به نظر شما ربطی نداشته باشه به موضوع اما:      

 

چرا؟

به این دلیل:

 

وبه یک دلیل دیگر:

 

براستی چه شده است؟ چرا انقدر گردن این صیهونیست ها روز به روز کلفت و ضخیم می شود؟ که آخر هم به ریش تک تک ما مسلمین بخندند؟  ملتی که راهپیمایی روز قدس دارد ولی باز نمی تواند از محصولات صیهونیست  دست بکشد چرا انقدر روی این گرگ ادمها زیاد می شود؟  که پول تمامی این اجناس گلوله بشه تو سینه برادر شیعه ات ختم بشه؟ موشک بشه توخانه اش شلیک شه به کدامین گناه؟؟  فقط این را بگویم برادر و خواهر عزیز هرکدام داریم به نوعی کمک می کنیم و ماهم پشت میز محاکمه حاضر خواهیم شد

به این دلایل:

 

روزی تک تک شما برای حساب و کتاب پای      میز محاکمه حاضر خواهید شد صیهونیست

 

 

 بازهم  زیبنده است به فکر منفعت خودمان باشیم؟ چون خوب است کیفیت دار است؟   چون مارک عالی و بدون نقصی است چون زیباست ؟  و گوشی های موبایلی همانند نوکیا

 

و قطعات کامپیوتر همانند  Intle که تمامی این ها امتیازش متعلق  به صیهونیست است خریداری نماییم؟ 

 

 

و کلا اجناس دیگر همانند کوکاکولا که همه می دانید پپسی کامپیوتر سازی :

 

                  IBM

 

 

 

خودمان را  جای برادران فلسطینی بگزارید دوست دارید زن جوان و تازه عقد کرده ات را که تازه ۲۰ روز نشده به خانه بردی چند سرباز کثیف اسرائیلی پاهایش را به سرش ببندن و به او جلوی چشمت به بدترین شکل ممکن  تجاوز کنند و دستانت بسته باشد و نتوانی کاری از پیش ببری؟ دوست داری؟

دوست داری وقتی کارش با همسرت تمام شد سرنیزه اش را در بیاورد و شروع به بریدن سرت بکند آنهم با یک سر نیزه کند که زجر بکشی و از جهیدن خون به بیرون لذت ببرد و همسر و مادرت از دیدن این صحنه همانجا سکته کنند و بمیرند؟ دوستداری یک سرباز اسرائیلی برای اینکه ۴۸  ساعت به مرخصی برود سر نوزادت را که از جان بیشتر دوستش داری مثل گنجشک ببرد؟ 

وبه مافوقش تحویل دهد؟

شما را چه شده است؟

 

ببخشید باید لنفاوه گویی را کنار گذاشت

 

به راستی وظیفه ما چیست؟

 

باید دستور جهاد صادر کنند

 

آن روز نزدیک است

 

انشاء الله

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  بیست و دوم اسفند 1386;ساعت 4:36 بعد از ظهر;  توسط سیدعلی;  | 

 

 

56 نفر در سودان مسلمان شده اند






56 نفر از ساکنان جنوب سودان، طی یک ماه گذشته پس از آشنایی با موازین اسلام به این دین روی آورده و مسلمان شدن خود را به شورای همبستگی اسلامی اعلام کردند.

ژوزف ملیان معاون دبیر کل شورای همبستگی اسلامی گفت: اشاعه فرهنگ اسلام و انتشار این میراث اسلامی از مسائلی است که این شورا به آن توجه زیادی می کند.



ملیان افزود: در سال 2003 شورای همبستگی اسلامی به منظور دعوت به دین اسلام و مشارکت در ارائه مبانی اسلام تأسیس شد.



روزنامه "الخبر" چاپ سودان اعلام کرد: طبق آخرین سرشماری که ازمسلمانان سودانی شده است طی سالهای 2003 تا 2004 تعداد 88 هزار نفر مسلمان شده اند.



این خبر حاکی از آن است که سلاطین قبایل مختلف در خرطوم از سال 2002 شروع به اشاعه دین اسلام کرده اند و با بیان اهداف این دین و دیدگاههای این دین عده زیادی را مسلمان نموده اند.



قبل از تأسیس شورای همبستگی اسلامی قبایل مختلف به این امر اقدام کرده اند و کلاسهای آموزش خود را به منظور اشاعه فرهنگ غنی اسلام، شیوه های دعوت و فراخوان به دین اسلام و کلاسهای مبانی دین اسلام برگزار کردند .



این قبابل ماهها به طور مداوم این کار انجام دادند تا شورای همبستگی اسلامی از سوی مسئولان و رؤسای سودان تأسیس شد

 

+ نوشته شده در  سی ام بهمن 1386;ساعت 7:49 بعد از ظهر;  توسط سیدعلی;  | 

set as your home page