تبليغاتX
دنیای علی



حاج سید هاشم حداد (ره)

در مورد آشنایی سید هاشم حداد با آقای قاضی دو حکایت نقل شده است، حکایت اول را سید محمد حسن

قاضی نقل می فرمایند: « آن زمان در کربلا، رفتن به قهوه خانه خیلی عجیب بود و در نظر بعضی ها کار جالبی

نبود. آقا سید هاشم نقل می کند که: یک شب قبل از اذان صبح برای خرید نان بیرون آمدم، دیدم یک سیّد محترم

در قهوه خانه نشسته است. رفتم جلو گفتم: آقا چرا اینجا نشسته اید؟ آقای قاضی گفتند :من منتظر چای هستم

من تا چای نخورم نمی توانم بروم حرم. گفتم: آقا اگر شما چای می خواهید بیایید برویم منزل ما. با هم به منزل

رفتیم و در آن طلوع چای درست کردیم و با نان خوردیم. بعد از خوردن چای من شروع کردم به تندی کردن با ایشان

که، آقا چرا به خاطر یک چای از صنف علما خارج می شوی و در قهوه خانه می نشینی؟
 

آقا جواب دادند:« این بدن ما حکم استر را برای ما دارد. هر چه بیشتر به آن خدمت کنی بیشتر می توانی از آن

استفاده کنی. بعد داستان سفرشان از تبریز به کربلا را بیان کردند که در آن سفر یک قافله داری داشتند که هر

جا در راه منزل می کردند اول سراغ الاغ ها و اسب ها می رفت و به آن ها رسیدگی می کرد. مردم می گفتند

این به جای اینکه به ما برسد اول به الاغ هایش می رسد، ولی همین باعث شد که قافله ما دو سه روز زودتر از

قافله های دیگر به نجف برسد. چون وقتی به حیوانات رسیدگی می کرد  موقع حرکت حیوانات سر حال بودند و

خوب حرکت می کردند ولی متصدیان قافله های دیگر مشغول خودشان می شدند و به اسب ها می رسیدند.
 

این بدن ما هم استر ماست هر چه بیشتر به آن برسی بیشتر می توانی از آن کار بکشی. »و این آغاز آشنایی

سید هاشم حداد با آقای قاضی است.»

آیت الله طهرانی در کتاب روح مجرد آشنایی سید هاشم را با آقای قاضی این گونه بیان می کند:

آقای حاج سید هاشم حداد می فرمودند: « من در کربلا به دروس علمی و طلبگی مشغول شدم، و تا سیوطی را

می خواندم که چون برای تحصیل به نجف مشرف شدم، تا هم از محضر آقا بهره مند گردم و هم خدمت مدرسه را

بنمایم. همین که وارد مدرسه هندی شدم (محل اقامت مرحوم قاضی) دیدم رو به رو سیدی نشسته است، بدون

اختیار به سوی او کشیده شدم. رفتم و سلام کردم، و دستش را بوسیدم.

مرحوم قاضی فرمود: رسیدی!

در آنجا حجره ای برای خود گرفتم و از آن وقت باب مراوده با آقا مفتوح شد. حجره سید هاشم اتفاقاً حجره مرحوم

سید بحرالعلوم درآمد و مرحوم قاضی بسیار به حجره ایشان می آمد و بعضی اوقات می فرمودند: امشب حجره را

فارغ کن! من می خواهم تنها در این جا بیتوته کنم. »

آقای قاضی در مورد ایشان می فرمودند: « سید هاشم مثل این سنی ها متعصب است که ابداً از عقیده توحید

خود نزول نمی کند و در ایقان و اذغان به توحید چنان است که سر از پا نمی شناسد. » حاج سید هاشم حداد

تربیت شده دست مبارک مرحوم حاج میرزا علی قاضی بود. او می دانست دست پرورده اش چیست و درجات و

مقاماتش کدام است. ایقان و عرفان او در چه حد اعلای ارتقاء راه یافته است.آقا سید هاشم نوری بود که آقای

قاضی واسطه ایصالش شده بود. او قریب به بیست سال آقای قاضی را درک کرد و آقای قاضی وقت به کربلا می

رفت به منزل ایشان می رفت.

 

 

+ نوشته شده در  بیستم اسفند 1386;ساعت 6:23 بعد از ظهر;  توسط سیدعلی;  | 

 

حاج سید هاشم حداد


سید هاشم موسوی حداد از قدیمی ترین و مبرزترین شاگردان مکتب اخلاقی و عرفانی آیت الله میرزا سیدعلی آقای قاضی  است که به مدت بیست و هشت سال از محضر ایشان بهده مند بود.

پدر ایشان سید قاسم در کربلا زندگی می کرد. نام و کنیه مادرش نیز به ترتیب هدیه و ام مهدی و از قبیله جنابی ها بود. این طایفه از اعراب اصیل و ریشه دار بوده و بیشتر در کربلا و نجف و حله ساکن هستند.
جد سید هاشم موسوی حداد از شیعیان هند بوده که مدت ها قبل ازهند به کربلا سفر می کند و آن جا را محل اقامت خود قرار می دهد.

سید هاشم حداد پس از سپری کردن دوران کودکی و نوجوانی در کربلا به دروس طلبگی و علمی مشغول شد و تا کتاب سیوطی را خواند و بعد از آن برای ادامه تحصیل به نجف مشرف شد تا از محضر مرحوم آقای قاضی کسب فیض کند.

خصوصیات اخلاقی وی بسیار ویژه و متعالی بود. خصوصیاتی چون حلم و بردباری، تحمل و استقامت شدید در همه سختی ها و تقوای زیاد. به احکام و آداب شرع بسیار پایبند بود. تمام مستحبات را انجام می داد و از مکروهات پرهیز داشت.

وی درکربلا ساکن بود و هرگاه مرحوم قاضی به کربلا می رفت، در منزل وی وارد شده و سکنی می گزید.
ایشان شش پسر و سه دختر داشت که از این میان، دو دخترش هر کدام در دو سالگی از دنیا رفتند.

آقای حداد شاگردان سلوکی متعددی داشت. از میان آن ها می توان آقامصطفی خمینی ، شهید آیت الله دستغیب ، آیت الله سیدعبد الکریم کشمیری ، شهید مطهری و سید احمد فهری زنجانی را نام برد.

این عارف بزرگ بیشتر ساعات شب را به تهجد شبانه و عبادت های طولانی می گذراند. معمولا نمازها و نافله هایش با سوره ها و سجده های طولانی همراه بود.
قرآن را با صوت حزین می خواند و در وقت خواندن آن به تفکر می پرداخت؛ به طوری که هرکس می شنید، جذب آن می شد. ارادت خاصی به اهل بیت داشت و خلاصه او مرد خدا به معنای واقعی بود.

مرحوم سید هاشم حداد سرانجام در دوازدهم ماه رمضان 1404 هجری قمری به دنبال یک بیماری در کربلا در سن 86 سالگی دار فانی را وداع گفت.
بدن پاکش در وادی الصفای کربلا در مقبره ای دفن شد؛ اما از آن جا که وی تمایل داشت قبرش در فضای باز و زیر آسمان باشد، آن مقبره پس از مدتی خود به خود خراب شد و هم اکنون قبر مذکور در فضای باز وادی الصفا واقع است.
 
 
منابع:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 
  • روح مجرد
+ نوشته شده در  بیستم اسفند 1386;ساعت 6:5 بعد از ظهر;  توسط سیدعلی;  | 

set as your home page