حیدر
حیدر شیر عرب حیدر تیغ عرب
حیدر نام و شرف حیدر اصل عرب
حیدر نام و نصب حیدر عشق اَحَد
حیدر صادو بَلَد حیدر تاج عرب
حیدر خون داده حیدر
حدر جون داده حیدر
حیدر راه عدالت حیدر نام عدالت
حیدر روح نماز است حیدر جان نماز است
حیدر یعنی فقیران حیدر یعنی اسیران
حیدر یعنی یتیمی حیدر یعنی دلیری
حیدر جان و روحم
حیدر چشم و سویم
حیدر یعنی نطق قرآن حیدر یعنی عرف و ایمان
حیدر یعنی راه ایمان حیدر یعنی نور فرقان
حیدر یعنی اصل اسلام حیدر یعنی فرع اسلام
حیدر مظلوم کوفه حیدر مجنون کوفه
حیدر آبها را گِل می کند
بی دل را اهل دل می کند
تفسیر قرآن حیدر عدل هر میزان حیدر
عاشق الله حیدر راه هر بی راه حیدر
جان و جانانِ من حیدر روح و مولای من حیدر
عشق و عشقستانم حیدر سَروَر و سالارم حیدر
آخر کلام گویمت
سرور است و این حیدر
(سید علی )
ای کاش
ای کاش که خود پیر بودم
زدنیایم سیر بودم
کاش تورا نمی دیدم
تا ابد کاش پیر بودم
پیری نمادی از امید است
به ظاهر همه گویند پیر است
دل دارد از نغمه های رفتن
گویند گداست،اما او سیر است
***
زمانه آزرده کرده مرا
دنیای تو زخود برده مرا
هرچه کردم ندانستم ای دل
شکسته این، شیشه عمر ما
بدان تو، که
بدان تو، که پیری امید است
نشسته بردلم چو شیر است
دلی دارد غم و غمگین رو
اوست، همیشه نشان ز شیر است .
خواهم رفت
خواهم رفت
از میان زمین و دریاهای بی کران خواهم رفت
به آسمانهای بلند
وبه راه های زیبا ،
خواهم رفت
# # #
با رفتن به مقصد
آسمانها را خواهم شکافت
می رسم به نور اعلی ؛
آشنایم،آشنای عبارت رسیدن
عبارتی که در گریزند همگان از او
# # #
خواهم رفت ،
خواهم مُرد،
سفر خواهم کرد به دنیایم
دنیائی بنام غزل های تلخ و شیرین
# # #
خواهم رفت ،
بار سفر را خواهم بست
همه را ترک خواهم کرد
عشق را خواهم فهمید آنروز.
# # #
نور، خداست
درون ، خداست ای عاشق .
به سفری خواهم رفت
آری، خواهم رفت .
(سید علی)
مرانخواهی دید
صدای نم نم باران
برغرور شکسته من
می نوازد آهنگ جدائی را
# # #
خزان پائیزتو
سرمای دلنگیز تو
وچشمانت ، میگریند برای ماندن
# # #
شوروشوق مرا نخواهی شنید
تازمانی که مرا نخواهی دید
مرا نخواهی دید، تاکه خود را نبینی
# # #
تورا ستاره ای بجنب ستارگان خود جای میدهم
تورا نامی زیبا می نامم
وتومرا به نامی زیبا بنام
که درمانده واژه های تو هستم
(سید علی )


